X
تبلیغات
سینمای جهان ونیز فیلم - فیلمهایی که باید دید
فیلمهایی که باید دید شنبه پنجم اردیبهشت 1388 20:9
دره من چه سبز بود

بازیگران  : والتر پیجن- مارین اوهارا - رادی مک دوال - دانلد کریسپ - سارا آلگود
فیلمبردار : آرتور میل
کارگردان  : جان فورد

موسیقی : آلفرد نیومن
فیلمنامه  : فیلیپ دان

تدوین      : جیمز ب کلاین
بر اساس رمان: لیو الین

* محصول 1941 آمریکا- 118 دقیقه- سیاه و سفید.

* تاریخ نمایش در ایران: 5 تیر 1379 ازشبکه چهارم.

نگاهی به موضوع فیلم:

هیو(رادی مک دوال) کودکی اش را به یاد می آورد. در ده سالگی اش- دره ای که خانواده

پرجمعیتش در آن زندگی می کنند- همچنان سر سبز است و زندگی خوب وخوشی برقراراست

پدر و پنج برادر بزرگتر هیو در معدن کار می کنند. صاحب معدن تصمیم می گیرد دستمزدها

را کاهش دهد. اعتصاب به راه می افتد و برادرها به رغم مخالفت با پدربه اعتصاب میپیوندند

وازخانه می روند.مادربرای قانع کردن کارگران همراه با هیونزد آنها می رود وهنگام بازگشت

هردودررودخانه یخ زده می افتند. کشیش محله – آقای گروفیلد که دوستدارآنگاراد خواهر هیو

است کمک می کند که پاهای هیو بهبود پیدا کند. پسر صاحب معدن به خواستگاری آنگاراد می آید

واو با اینکه به کشیش علاقه مند است می پذیرد. هیو به مدرسه می رود وازمعلمش کتک میخورد

ویکی از آشنایان به تلافی معلم را کتک می زند. اعتصاب سرانجام تمام می شود ولی برادران –

هیو یکی یکی مجبور می شوند دره را ترک کنند. ایوور- یکی ازبرادرها درست در روز به دنیا آمدن پسرش در حادثه معدن کشته می شود. هیومی رود در خانه زن برادرش زندگی کند تا با کار

د رمعدن از زن و بچه برادرش حمایت کند. آنگاراد از آفریقای جنوبی برمی گردد وتصادفا با –

آقای گروفیلد روبرو می شود. این قضیه شایعاتی را دامن می زند واو را مجبورمیسازد تا کشور

ولز را ترک کند. در همین زمان بخشی از معدن ریزش می کند وپدر زیر آوار می ماند. هیو و –

آقای گروفیلد ودایی باندوی نابینا پایین می روند تا پدر را نجات دهند. جسد پدر را می آورند بالا و

این پایان دردناک خاطرات کودکی هیو است.

این فیلم زندگی ست وسینما در ناب ترین شکل اش*( باید دید)

زندگی گره ای نیست که در پی گشودن آن باشیم*زندگی واقعیت است که باید آن راتجربه کنیم.

غرور و تعصب

غروروتعصب

کایرا نایتلی در نقش الیزابت بنت قهرمان دل شکسته ی رمان معروف جین آستین در

اقتبا س سینمایی جدید غروروتعصب است.

داستان فیلم دراوایل قرن نوزدهم جریان دارد و درباره خانم جوانی است که در هر

ضمینه ای صاحب نظر است – شوهری  ثروتمند پیدا می کند که ابتدا به خاطرغرور

خود او را نمی پذیرد…

چیزی که باعث شد درباره غرور تعصب تو وبلاگم بنویسم  بازی به حق زیبای کایرا

نایتلی بود که برای دومین بار ازش یه فیلم دیدم و مطمئنم که  در آینده بازیهای بهتری

ازاو خواهم دید .  نکات مثبت دیگر فیلم غروروتعصب طراحی صحنه وصحنه آرایی

بسیار زیبای فیلم بود وآدم رو واقعا متحیر می کرد - طراحی لباس هم در این فیلم قابل

تحسین بود. موسیقی  در فیلم غروروتعصب (داریوماریانلی) واقعا زیبا ست و با زمان

وحال فیلم همساز بود: صدای پیانو… درکل فیلم پراز صحنه های بسیارزیباازطبیعت

منازل- ساختمانها- گلها- مجسمه ها - تابلوهای نقاشی و… است .

فیلم 4 نامزدی اسکار برای کایرا نایتلی- طراحی صحنه- طراحی لباس وموسیقی  را

به دست آورد.

ادیپ شاه

ایتالیا و مراکش(1967)

کارگردان و فیلمنامه نویس: پیر پائولو پازولینی براساس تراژدیهای ادیپ شاه وادیپ در

کولونوس از سوفوکل- فیلمبردار: جوزپه روتزلینی- مونتاژ: نینوباراگلی- موسیقی: محلی

آفریقایی رومانیایی و ژاپنی وقطعاتی از موتسارت-  تهیه کننده: آلفردو بینی.

بازیگران: فرانکوچیتی (ادیپ)- سیلوانا منگانو(ژوکاست)- کارموله بنه(کرئون)آلیداوالی

(مروپ)- لوچانو بارتولی(لایوس)- زمان فیلم اصلی:104 دقیقه- رنگی35 میلیمتری.

 

فیلم براساس برداشتی ضد فرویدی است(به کشتن پدر بیشتربها داده شده تا به هم آغوشی

با مادر- هم آغوشی با مادر فقط از راه کشتن پدر امکان پذیر است. اسطوره از نکات –

فراوانی تشکیل شده است: هر دو مضمون به یک اندازه مهم هستند.

از زبان پازولینی:

من با آزادی کامل عمل کردم. موقع کارگردانی فیلم دوهدف داشتم: یکی آنکه می خواستم

زندگینامه ای کاملا استعاری ودر نتیجه اسطوره ای از خودم ارائه دهم . دیگرقصد داشتم

هم به جنبه های روانکاوانه متن بپردازم و هم به جوانب اسطوره ای آن. به جای اینکه –

اسطوره را وارد روانکاوی کنم تلاش کردم روانکاوی را  به دنیای اسطوره برگردانم .

این اساسی ترین گام من بود در فیلم ادیپ شاه . فیلم به نحوی بسیار خاص کودکی من را

نشان می دهد- آن هم نه به شکلی عاطفی بلکه به طرزی سخت تحلیلی و ساختاری.

درفیلم ادیپ شاه به بیانی شاعرانه دست یافته ام که برای نمایش خاطرات بسیار مهم است

وهمچنین مواد کار را به دقت به کار برده ام. اعتقاد دارم که مقدمه ادیپ شاه از بهترین کارهایی است که درسینما انجام داده ام. من قصد داشتم اسطوره را با رویا بازآفرینی کنم

دلم می خواست تمام بخش میانی فیلم یک رویا باشد. به این ترتیب انتخاب لباسها ومکانها

وریتم کلی کارهم قابل توضیح است( این رویاها باید فرم هنری به خود می گرفت)

من می خواستم کل اسطوره رامانند یک خواب تعریف کنم واین فقط ازراه هنری سازی

آن امکان پذیر بود. دراین فیلم کسی که درتنگی قرارگرفته شده  انسان است او که برای

این محنت و سختی آمادگی ندارد وهیچ گناهی نکرده است. درایتالیا از من ایراد گرفتند که

چرا ادیپ راروشنفکرنشان نداده ام- چون اینجا همه اینجور می بینند. من این نظرراقبول

ندارم. به نظر من روشنفکر کسی است که به دنبال روشن کردن مسائل است. روشنفکر

همین که ببیندچیزی سرجای خود قرارندارد در آن به کاووش می پردازند. ادیپ  درست

برعکس است: او نمی خواهد با مسائل درگیرشود. او شبیه همه آدمهایی بی گناهی است

که اسیر زندگی و احساساتش هستند. درمتن تراژدی نیز همین نکته بود که مرابرانگیخت

آگاهی به تضاد میان بی گناهی ووظیفه. جنایت محصول خشونت وبیرحمی زندگی نیست

محصول این واقعیت است که انسانها سعی نمی کنند- تاریخ- واقعیت وزندگی را بفهمند.

شکارچی گوزن

شکارچی گوزن

The deer hunter

کارگردان: مایکل چمینو- فیلمنامه: دریک واشبرن بر اساس داستانی ازمایکل چمینوولوئیس گارفینکل- مدیر فیلمبرداری: ویلموس زیکموند- موسیقی: جان

ویلیامز- تدوین: پیترزینر- طراح صحنه: ران هابس- کیم اسوادس.

 

بازیگران: رابرت دنیرو(مایکل)- جان کازال(استن)- جان سویچ(استیون)

کریستفرواکن(نیک)- مریل استریپ( لیندا) جرج زاندزا(جان)...

محصول 1978 آمریکا * مدت: درایران 150 دقیقه- (نسخه اصلی 183دقیقه)

 

خلاصه داستان:سه دوست از شهر کوچک کلرتون پنسیلوانیا به جبهه جنگ ویتنام اعزام

می شوند. دوتن از آنان- مایکل واستیونس که معلول شده اند به وطن باز می گردند. وقتی

مایکل برای یافتن دوست ناپدید شده خود (نیک) به سایگون بر می گردد – او را درقالب

یک بازیکن حرفه ای (رولت روسی) می یابد!...

خشونت ورفاقت:

حماسه مایکل چمینو درباره جنگ ویتنام وتاثیرش براجتماعی کوچک سه دوست اهل –

پنسیلوانیا- با موفقیت عظیمی درجدول فروش روبرو شد وهمچنین طورچندین جایزه راهم

به خود اختصاص داد.این فیلم به سه بخش تقسیم می شود. شکارچی گوزن داستان زندگی

سه دوست- مایکل- نیک واستیونس را دنبال می کند.آن هم ازدوران جنگ شان درویتنام

گرفته تا زندگی عادی و به هم ریخته شان.

شکارچی گوزن: تصویری روشن از شخصیتها ومحیط اجتماعی وفرهنگی آنان ترسیم –

می کندودرتاثیر ویرانگر جنگ بر زندگی شخصیتها وهمین طورتلاش شان برای به دست

آوردن دوباره شجاعت موفق است.

شکارچی گوزن: ساخته مایکل چمینو برنده پنج جایزه اسکار بهترین کارگردانی- فیلم –

بازیگر مرد نقش مکمل – تدوین و صداگذاری شد. همچنین نامزد چهار جایزه اسکاردیگر

نیز بود: بهترین بازیگر نقش نخست مرد- بهترین بازیگر نقش نخست زن- فیلمبرداری و

فیلمنامه. این فیلم جایزه ( بریتیش نشنال فیلم تیاتر) (بافتای) بهترین فیلمبرداری وتدوین را

هم برد*** (باید دید)

بوچ کسیدی و ساندس کید

 

آزادم هیچی هم نگرانم نمی کند...

Butch Cassidy and the sundance kid

موسیقی:

برت باکاراک- ملودی ساده وزیبایی را که برای فیلم ساخته درمواردی به ساده ترین شکل

(مثلا با تک ضربه های که به کلاویه های پیانو می خورد) اجرا می کند.

کار یگانه باکاراک  (همراه با اشعارهال دیوید) ترانه ای ست که برای سکانس دوچرخه

سواری بوچ ساخته است . ترانه شاد و سرخوشی که به آدم با ل می دهد. نکته مهم اینجاست

که چطورباکاراک ایده مرکزی فیلم را درک کرده ودر این ترانه (که بعدها خیلی  محبوب

شد ویک استفاده احمقانه در اسپایدرمن2 از آن وجود دارد) بازتاب داده است.


 

آهنگ: برت با کاراک               شعر: هال دیوید

قطره های بارون همین جور می ریزن روی سرم

ودرست مثل مردی که پاهاش از تختخوابش بلندتره

انگاری هیچ چیزی اندازه نیست

اون قطره های بارون همین جور دارن می ریزن روی سرم* همین جور دارن می ریزن

همین الان یه کمی با خورشید حرف زدم

بهش گفتم باروشی که داره کارش رو انجام می ده – حال نمی کنم

واینکه موقع کار می گیره می خوابه

اون قطره های بارون می ریزن روی سرم* همین جور دارن می ریزن

اما این وسط یه چیزی رو می دونم

غم هایی رو که برای من می فرسته * نمی تونن شکستم بدن

چیزی نمونده که روی شادی وسرخوشی رو ببینم

قطره های بارون همین طوری دارن می ریزن روی سرم...

اما معنی اش این نیست که چشمهام قراره سرخ بشن

من گریه بکن نیستم

نمی خوام غربزنم تا بارون بیاد

چون که آزادم * هیچ چی هم نگرانم نمی کند

 

ساندس یعنی ( رقص آفتاب)

نام اصلی ساندس کید(1908-1870) هری لانگبا

نام اصلی بوچ کسیدی(1908-1873)راوی لروی پارکر

 

اعضای اصلی گروه عبارت بودند از:

بوچ کسیدی- ساندس کید- بن کیلپارتیک- ویلیام کارور- لورا بولیون- الزالی- جرج کری

هاروی لوگان- باب میکس.

داستان وست ساید

داستان وست ساید(1961)

همان داستان رمئو وژولیت است که به نیویورک معاصربازگردانده شده است. دودلباخته

جوان ماریا(ناتالی وود)و تونی (ریچارد بیمر) نه فقط به خاطر اختلافات طبقاتی ناگزیر

به جدایی و دوری اند- بلکه به خاطر برخوردهای دوگروه خیابانی درغرب نیویورک-

یعنی پورتوریکویهایی ها وگروه سفید پوستها. نمایش موزیکال وست ساید ازصحنه آرایی

استیلیزه وتئاتری استفاده کرده بود اما وایز قصه را به خیابانهای منهتن برد وتصویرهای

سرزنده وباطراوت دانیل فا پ – نقاشی های بن شان را به یاد می آورد. آرتورنایت فیلم را اثری هنری وموفقیت آمیز خواندکه از(صحنه آغازفیلم که با هلیکوپتربرفرازآسمان ……

خراش های نیویورک آرام آرام پایین می آید تا به انگشتان چنگ زده جوانی ازگروه سفید

ها درزمین بسکتبالی دروسط محله رسید وما خیلی زود درمی یابیم که آن نمایش موزیکا ل

برای دوربین طراحی واقتباس شده… تمام کوشش کارگردان درطول فیلم- رفتن به سوی-

کیفیت برتر است. کیفیتی که اجرای آن به برادوی آورد. حداقل از نظرمن نه فقط دراحراز

این کیفیت موفق بوده است بلکه از نسخه تئاتری اصلی فراترهم رفته است. اکثرمنتقدان -نظری مشابه این داشتند اما چند نظر مخالف هم ابراز شد ازآن جمله پالین کیل نوشت: یک

موزیکال بزرگ برای کسانی که فیلم موزیکال دوست ندارند) وجان راسل تیلر آن را فیلمی

دانست که (هیچ وقت تکلیفش را روشن نمی کند که آیا یک موزیکال نئورئالیست بادیدگاهی

جامعه شناسانه است یا یک فانتزی خوب قدیمی هالیوودی برای ستارگانش)

 داستان وست ساید که موفقیت عظیم تجارتی هم به همراه داشت- ده جایزه اسکاربرد:بهترین

کارگردانی برای وایز- بهترین فیلم برای وایزبه عنوان تهیه کننده- بهترین بازیگرنقش دوم

مرد(جرج چاکریس)- بهترین بازیگر نقش دوم زن(ریتا مورنو)- بهترین فیلمبرداری رنگی

بهترین طراحی صحنه( برای بوریس لوین)- بهترین تدوین( تامس سانفورد) بهترین طراح

لباس( ایرن شاراف) بهترین موسیقی و بهترین صدا ونیزیک جایزه ویژه اسکاربرای جروم

رابینز برای طراحی رقص او. انجمن منتقدان فیلم نیویورک آن را بهترین فیلم سال دانستندو

وایزجایزه بهترین کارگردانی را از انجمن کارگردانان هم گرفت.

جاده

فدریکوفلینی با فیلم جاده به موفقیت بزرگی دست یافت. فیلمی عمیقا تکان دهنده بامضمون

انسانی درباره دخترک ساده لوحی به نام (جلسومنیا) : جولیتا ماسینا- که پهلوان دوره گرد

به نام (زامپانو): آنتونی کویین- در ازای یک بشقاب غذا اورا از خانواده اش می خردوبا

خود به جاده بی پایان زندگی می کشاند. (زامپانو) هر چند موفق می شود که جسم او را-

تسخیر کند- ولی به روح لطیف وسرشار از زندگی او راهی  نمی برد. برخی این فیلم را

یک بیانیه قوی درمورد آزادی زنان تلقی کرده اند- اما نباید فراموش کرد که جاده دارای

افکار گسترده ایست. جاده فیلمی است در ستایش از آزادی روح انسان که نکبت وپلیدی

واقعیت- تنها می تواند آن را برجسته تر به نمایش بگذارد. نشریات کاتولیکی آن زمان-

پیام جاده را یک مسیحیت حقیقی دانستند وبه آن به عنوان (یک نمونه خیرخواهی- عشق-

زیبایی ورستگاری) خوشامد گفتند. در جبهه چپ (مقابل) منتقدین فلینی را به علت خیانت

به اهداف نئورالیسم  محکوم کردند وشخصیت ملایم و اغماض گرجلسومنیا را به مثابه –

توجیه فشارهای سیاسی- زیر سئوال بردند. بازی فراموش نشدنی جولیتا ماسینا در جاده

او را به یک بازیگر ترازاول جهانی تبدیل کرد- وفیلم جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی

سال را نیز به دست آورد.

آپارتمان

آپارتمان بهترین اثربیلی وایلدروشاخص سینمای (کمدی سیاه) است. سرگذشت مردی که  

سلاح اوبرای مبارزه با پلشتیهای جهان واقعی- قدرتمدار- سادگی وعشق است. قهرمان

وایلدربر خلاف نظر تامسون- اصلا ساده لوح وابله نیست وفیلم نیزهیچگاه تاسرحدملودرام

های مبتذل پایین نمی آید و وایلدر هم مطلقا در صدد استثمار ذائقه تماشاگر نیست. آپارتمان

در همه لحظا تش بیننده را به خنده وامی دارد ولی در میانه قهقهه به او می فهماند که نباید

می خندیده است ودرعین حال درتلخ ترین لحظات هم- یادآوری می کند که ناامیدی بیهوده

است. آپارتمان به شکل حیرت انگیزی موفق می شود تعادل خود را برخط باریک مرز-

میان تراژدی وکمدی - یاس وامید وگریه وخنده حفظ کند. دوگانگی کارکرد طنزگزنده ودر

عین حال شیرین این شیوه روایت- به وایلدر توانایی مانورمی دهد که با تبدیل موقعیت –

نشان دهنده ارزش نیروی ذهن واراده انسان باشد.همچون سرشت دوگانه کارکرد روان –

بشر درمقابله با وضعیت جهان عینی. هنگامی که در پایان فیلم آپارتمان از پشت درصدایی

شلیک آسا به گوش می رسد: هم می تواند صدای شلیک یک گلوله باشد که زندگی تلخ وبه

بن بست رسیده قهرمان فیلم را پایان می دهد و هم می تواند صدای بیرون پریدن شادمانه

چوب پنبه یک بطری باشد که جشن آغاز زندگی نوینی را بشارت می دهد.

ماهی بزرگ

ادوارد بلوم (یوان مک گرگور) از روزهای کودکی شیفته ماهی هاست که جزئیات زندگی

آنها را در کتابها خوانده. اودر آلاباما زندگی می کند وآرزو دارد دنیا را ببیند. درشهرش –

مورد توجه همه هست و همه کارهایش را کامل وعالی انجام می دهد. وقتی غولی به گله –

مردم شهرش دستبرد می زند- همه برای نابودی او به پا می خیزند. ادوارد به ملاقات غول

می رود وبا او دوست می شود. او غول را هم به سفری با خود فرا می خواند. ادوارددریک

شهر با استقبال گرمی روبرو می شود ولی حاضر نیست آنجا بماند.او غول را به سیرکی –

می برد ورییس سیرک غول را به خدمت می گیرد. ادوارد در سیرک با دختری آشنا میشود

وشیفته او می شود.ولی دختر ناپدید می شود وتلاش ادوارد برای پیدا کردن اوبی نتیجه است

رییس سیرک به شرطی که ادوارد برای او کار کند- گاهی نکاتی ازهویت دختررافاش می-

کند. ادوارد پس از اینکه نام دختر- ساندرا- را می شنود به دنبال او می رود. ساندرا نامزد-

دارد که همان رقیب همیشگی ادوارد در شهرش است. ولی ساندرا هم شیفته عشق ومحبت

اومی شود وبا او ازدواج می کند.آنها صاحب پسری می شوند.پسربه قصه های پدردرمورد

ماهی بزرگ اعتقاد ندارد. همسر پسر به ادوارد درروزهای واپسین زندگی رابطه گرمی را

پیدا می کند وپسر هم به تدریج با علاقه بیشتری به آن رویاها گوش می دهد.ادوارد می میرد

وپسر با کمال حیرت با کسانی روبرو می شود که پدر در تمام عمرش در قصه هایش ازآنها

نام برده بود.                  این فیلم شاهکاری از تیم برتون است(ببینید)

تیم برتون دریک قاب                           

متولد 25 اوت 1958 دربربنک کالیفرنیا- لیسانس انستیتوهنرکالیفرنیا

 

فیلمها*1982:وینسنت(انیمیشن کوتاه) فرانکن وینی(کوتاه)

1985: ماجراهای بزگ پی وی

1988: بیتل جوس

1989: بت من

1990: ادوارد دست قیچی(تهیه کننده وهمکاری در فیلمنامه)

1992: بت من باز می گردد(همکاری درتهیه)- مجردها(فقط بازی)

1993: کابوس پیش از کریسمس برتن(فیلمنامه وهمکاری درتهیه)

1994: ادوود(وهمکاری در تهیه)

1995: بت من برای همیشه (مجری طرح)

1996: مریخ حمله می کند(همکاری درتهیه وفیلمنامه)- جیمزوهلوی غول

آسا(همکاری در تهیه)

2001: سیاره میمونها

2002: اسلیپی هالو

2003: ماهی بزرگ

2005: چارلی وکارخانه شکلات سازی

 --------------------------***************-------------------------

ادامه دارد...

 

 

 

نوشته شده توسط HollyWood Man  | لینک ثابت |